Home News Recommend us submit news About us feedback English Farsi Kurdi
انجمن فرهنگی

نشریه خبری سازمان


حقوق بشر

پیوندها

مهمانان سایت
در حال حاضر 1 مهمان و 0 کاربر در سایت حضور دارند .


مروری کوتاه بر چند برگ از تاریخ ملت کُرد

آری، آری، کوه های سر به فلک کشیدهء شنگال در طول تاریخ ملت کُرد و برای همیشه سربلند و سرافرازند. لالش پر از مهر و انسانیت برای ما کُردها مایهء فخر است.





مروری کوتاه بر چند برگ از تاریخ پر از درد و رنج و غم ملت کُرد

درسی که باید گرفت، وظیفه ای ملی که باید انجام داد.

 

امید به اینکه ملت کُرد، بهنگام، تاریخ خود را ورق زند و درس بگیرد، و بموقع از این درس استفاده کرده و جبران خسارت وارده بر مردم کُرد کند، و بموقع دنبال غرامت مناسب در تعدیل دراز مدت وضعیت ملت کُرد و احترام به حاکمیت ملی مردم کُرد باشد.

قبل از اینکه وارد اصل موضوع شوم و چند برگه از تاریخ تلخ ملت کُرد را ورق بزنم تا اصل موضوع و هدف نوشتار کاملا زلال و شفاف شود، از جناب مسعود بارزانی ریاست محترم و منتخب ملت کُرد تقاضا می شود که:

 نه تنها موضوع ضد انسانی و شرم آور تحمیل شده بر بخشی از ملت کُرد در شنگال را پیگیری جدی کند و بطور تمام عیار هم از طریق پارلمان کُردستان، هم از طریق پارلمان عراق، و هم از طریق پارلمان اروپا و آمریکا، و هم از طریق سازمان ملل (بویژه سازمان یونسکو برای تخصیص بودجه ای سالانه جهت حفظ و مرمت آثار باستانی و فرهنگی لالش) دنبال کند و خسارت وارده به مردم شنگال را جبران و زمینه مناسب بازگشت تمامی آوارگان به خانه و کاشانه خود را فراهم کند، بلکه همچنین موضوع شنگال بایستی به تاسیس کشور کُردستان و رهایی مردم همیشه قهرمان ایزدی و مسیحی کُردستان یکبار و برای همیشه از یورش بیگانگان درنده و خونخوار ختم شده، و وضعیت اسفناکی که در طول تاریخ بطور مکرر بر ایزدیان و مسیحیان کُردستان رفته و یا می رود را برای همیشه حل کند.

اگر ماده 140 قانون اساسی عراق به موقع اجرا و عملی می شد، شنگال امروز این نبود، لذا دادگاه عالی فدرال عراق و در صورت نیاز با همکاری دیوان بین المللی لاهه می بایستی موضوع را پیگیری، پرداخت غرامت به آسیب دیدگان بویژه مردم مسیحی و ایزدی آواره شده، و برگشت زندگی آنان به وضعیت طبیعی و نرمال قبلی در خانه و کاشانه خود را عملی کنند.

شنگال یعنی نیاز مبرم به رفراندوم کُردستان و رفراندوم کُردستان یعنی آزادی شنگال یکبار برای همیشه، رفراندوم کُردستان یعنی حفاظت از ناموس کُردستان و دفاع از زنان و دختران اسیر شده، رفراندوم کُردستان یعنی پایان به اسارت ملت کُرد و اسارت زنان و دختران کُرد و احترام به حق طبیعی حاکمیت ملی مردم کُرد. رئیس جمهور و پارلمان عراق بایستی موعدی مقرر برای رفراندوم استقلال کُردستان را تایید و به مردم کُردستان و مردم عراق و همهء جهانیان اعلان کنند (همان کاری که داوید کامرون نخست وزیر بریتانیا در اکتبر 2012 و بطور دمکراتیک و متمدنانه در مورد اسکاتلند انجام داد و تاریخ 18 سپتامبر 2014 را برای رفراندوم استقلال اسکاتلند هم به مردم اسکاتلند و هم به مردم بریتانیا و هم تمام جهانیان اعلان نمود).

تصویر شماره 1 -  از رسانهء رووداو: تعدادی از دختران کُرد ایزدی منطقهء شنگال كه به اسارت اسلامگرایان گروه داعش در آمده اند، مورد تجاوز و در خيابان هاى موصل براى فروش گردانده مي شوند (آگوست  2014  میلادی)

اسیر کردن ملت کُرد (بویژه زنان و دختران ملت کُرد و تجاوز و فروش آنان) و جابجایی اجباری ملت کُرد واقعه ای سابقه دار در طول تاریخ ملت کُرد است که بایستی یکبار و برای همیشه به تاریخ سپرده شود:

امروز یعنی 18 آگوست 2014 میلادی که تصاويرى از زنان نجیب و آبرومند کُرد ايزدى كه در اسارت اسلامگرايان سنی مذهب داعش گرفتار شده اند را در تلویزیون می دیدم که چگونه در بازار موصل به فروش می رسیدند، ناخودآگاه بر روی کاناپه چشمانم را بستم و تاریخ ملت کُرد در ذهنم مرور شد، چه غمبار است، چه دردناک است، و این برای اولین بار نیست که چنین بلایی بر سر ملت کُرد و بویژه به زنان و دختران کُرد تجاوز می کنند و مردم کُرد را آوارهء قلل کوههای سعب العبور می کنند، و شاید هم آخرین بار نباشد (البته اگر کشوری بنام کُردستان درست شود قطعآ آخرین بار خواهد بود).

اولین بار در قرن 7م میلادی یعنی هنگام شروع ورود اسلام به سرزمین کُردستان بود که چنین بلایی بر ملت کُرد نازل شد، یعنی در سال 625 میلادی (16م هجری) بود که قشون اسلام پس از فتح مداین یا تیسفون توسط سعد ابن وقاص، اردویی به منطقه جلولا کُردستان فرستاد تا ملت کُرد را با زور شمشیر مسلمان کند، دو گزینه داشتند یا به دین اسلام بگروند و یا کشته شوند (وفات محمد ابن عبداله در سال 632 میلادی بود)، و سپس در 627 میلادی (18م هجری) قشون اسلام اینبار وارد ولایت جزیره کُردستان (منطقه معروف به ولایت جزیره در آن زمان شامل شهرهای موصل، سنجار/ شنگال، آمدیا، خاپور، نصیبین، کوبانی، ماردین و اورفا / رها بود)، در آن هنگام اولین بار بود که " فرمان" بر ملت کُرد به اجرا درآمد و آنانکه دین خود را تغییر نمی دادند و مسلمان نمی شدند یا بایستی کشته می شدند و یا به غلامی و کنیزی و ... به زنان و دختران کُرد نیز بعنوان غنایم جنگی دست درازی می شد و یا در بازارهای مکه و مدینه بفروش می رسیدند، و این ماجرا بارها و بارها تکرار شد، و مسئله صدور مقدماتی اسلام توسط جولان دادن عربهای مسلمان در منطقه نیز حدود 200 سال طول کشید.

کردستان باری دیگر در فرن 13م میلادی یعنی سال 1248 میلادی توسط مغولها که ولایت شهر زور کُردستان را مورد هجوم قرار داده بوند و تا سال 1253 میلادی مجددا در منطقه کُردستان بویژه سنجار / شنگال تا دیاربکر بر اثر ظلم و غارت مغول تمامأ ویران و غارت گردید و مردم بی دفاع و بی گناه یا بی رحمانه کشته می شدند و یا اجبارأ خانه و کاشانهء خود را ترک و به کوه و کمر می زدند و به قلل بلند کوههای سعب العبور اطراف پناه می بردند، و به زنان و دختران کُرد تجاوز می کردند، و در همین موقع بود که برای اولین بار پدیدهء جابجایی داخلی مردم کُرد شکل گرفت، و زنان و بچه ها از گرسنگی و تشنگی پریشان حال و بیشتر از همه در فشار شدید روحی و روانی و جسمی و در معرض هر نوع خطر جدی و با شقاوت بیگانگان متجاوز بودند.

کُردستان باری دیگر در اوایل قرن 15م میلادی یعنی در حدود سال 1400 میلادی توسط تیمور لنگ گورکانی و سلطان محمود افغان مورد هجوم قرار گرفت و بخصوص منطقهء ولایت جزیره و دیاربکر بطور جدی تخریب و مورد غارت و یاغیگری قرار گرفت و ضرر و زیان زیاد مالی و جانی و درد و رنج و تنگدستی  به ملت کُرد تحمیل شد، و به زنان و دختران کُرد تجاوز کردند. تیمور لنگ برای فتح قفقاز بایستی از مسیر کُردستان می رفت.

سرزمین کُردستان باری دیگر در قرن 16م میلادی (جنگ بین دولت صفوی و عثمانی) بطور بسیار بی رحمانه و ددمنشانه مورد هجوم و تاخت و تاز بیگانگان قرار گرفت. از سال 1510 میلادی تا سال 1640 میلادی یعنی در طول این 130 سال حدود 20 تا 25 جنگ کوچک و بزرگ بین دو دولت صفوی و عثمانی شکل گرفت که متاسفانه همهء آنها در روی سرزمین ملت کُرد بود و دودش این برخوردها به چشم ملت کُرد می رفت. در سال 1514 میلادی جنگ چالدران پدید آمد که دولت عثمانی شکست سختی به صفوی وارد کرد که آنهم بر روی سرزمین کُردستان بود و برای اولین بار سرزمین ملت کُرد، کُردستان، را به دو بخش تقسیم نمود، و بطور کلی در طول جنگهای متمادی مابین صفوی و عثمانی ملت کُرد در رنجی عظیم و پریشانی و ظلم و ستم و تنگدستی و غمگینی و هلاکت بود. بارها و بارها ملت کُرد در نقل مکان و جابجایی اجباری داخلی کُردستان بودند که بویژه در زمان شاه طهماسب و بعدآ شاه محمد خدابنده مردم کُرد خیلی در عذاب و رنج بودند، شاه طهماسب در حدود سال 1546 دستور از بین بردن روستاها و زمینهای کشاورزی و آتش زدن مراتع و مناطق جنگلی کُردستان را صادر کرد تا هم با رعب و وحشت نقشهء شوم خود یعنی جابجایی ملت کُرد را عملی کند و هم از طرف دیگر بقول خودش به اصطلاح قبل از اینکه به دست عثمانی ها بیفتد تخریب شده باشند و مردم کُرد ساکن این مناطق را نیز با زورگویی جابجایی داخلی می کرد. جابجایی ما کُردهای خراسان به بیرون از سرزمین کُردستان نیز در همین موقع شکل گرفت. در ابتدا از منطقهء انتاب و آدی یامان یا سمسور و عفرین و کوبانی و ماردین چندین بار در جابجایی های داخلی که سالها طول کشید و آنگاه از طریق ارزروم و منطقهء قره باغ و سپس رودبار و آنگاه منطقه ورامین و فیروزکوه و نهایتا به شمال خراسان جابجا و برای همیشه کوچ داده شدند. اما کُردها با زیرکی و هشیاری تمام و کمال در سال 1603 میلادی بود که اولین حکومت محلی خود را در شمال خراسان درست کردند و اختیارات سیاسی و حکومت محلی بطور رسمی از طرف  شاه عباس صفوی به کُردها تفویض و تسلیم شد، تا از حمله قزاقها و ترکمنان به ایران جلوگیری کنند، این حکومت محلی بیش از 300 سال دوام آورد تا که در نهایت در زمان رضا شاه با پروژهء درست کردن به اصطلاح یک دولت - یک ملت، بسان دیگر حکومتهای محلی در سرتاسر ایران مورد غضب قرار گرفتند.

ماجرای فروش دختران کُرد منطقه شنگال، بطور دردناکی روح و روانم را صیقل و وجودم را پر از رنج و غم کرده است، از آنجا که ما کُردهای خراسان خود این پدیده زشت غیرانسانی را دیده ایم و چشیده ایم، فروش زنان و دختران جوان کُرد شمال خراسان در نوامبر 1905 میلادی (آبان ماه 1284 خورشیدی) در حمله ترکمنان به ناحیهء شمال شهرستان بجنورد (که البته تعداد کمی از آدمهای معمولی آن قشون ترکمنان در منطقه جرگلان شمال بجنورد ماندند و ایرانی شدند و هنوز هم در منطقه با همزیستی مسالمت آمیز در کنار هموطنان خود با همدیگر زندگی می کنند) را به یاد و خاطرم آورده که روحم را آزرده و ملول کرده است، و یا شاید هر کُرد دیگر در شمال خراسان یا در کُردستان و یا بطور کلی وژدان بیدار هر انسان آزاده ای را تکان می دهد، براستی که چه غمناک و حزن انگیز و اندوهبار است، فقط کسانی که این درد عظیم و فاجعه وحشتناک غیر انسانی را دیده اند می فهمند که من چه می گویم، ایجاد تاثر و خشم و بیزاری و کراهت و همدردی و همدلی و همزیستی مسالمت آمیز و ... همه با هم در وجودت خلق می شوند.

تصویر شماره 2 -  از کتاب حکایت دختران قوچان، افسانه نجم آبادی

تعدادی از دختران کُرد منطقهء شمال خراسان كه به اسارت ترکمنان در آمده اند، مورد تجاوز و در خيابانهاى مرو و خیوه براى فروش گردانده مي شوند (آگوست 1907 میلادی).

 :Pdfلینک کتاب به فرمت

http://www.4shared.com/office/GRbgN9tg/hekayet-e_dokhtaran-e_qochan_-.html


آری در آن زمان اسارت و فروش دختران کُرد شمال خراسان تبدیل به تاثر و خشم مشترک ملت ایران شد و در مجلس ایران در تهران رسیدگی به ماجرای دختران کُرد شمال خراسان تبدیل به یکی از موارد تظلم خواهی مردم ایران علیه استبداد حاکم شد، و شاید یکی از وقایع دردناکی که در کنار دیگر وقایع آغازگر انقلاب عظیم مشروطه ایران شد، و کل سیستم ایران را از این رو به آن رو دگرگون کرد و حقوق اقوام و ملیتهای ایران تحت لوای حکومت غیرمتمرکز ایالتی و ولایتی در داخل مجلس ایران بروی میز گذاشته شد.

گروه داعشيان كه با تبعيت تام از فرامين سلف خود در قرن 7م میلادی، همان فرمول را هنوز هم در این قرن 21م میلادی پیاده و چنین سبعانه به زنان و دختران جوان کُرد مسیحی و ایزدی تجاوز می کنند و آنان را در بازار بردگی به فروش می رسانند و اين زنان آبرومند را در كوى و برزن براى فروش مي گردانند. بي كم و كاست همان رفتار و راه و روشي را كه در صدر اسلام داشتند به أجرا در مي آورند، و اگر چاره ای اندیشیده نشود قطعآ در آینده نیز مجددا چنین خواهند کرد.

بعد از حمله اعراب به ایران برای صدور اسلام به ایران، درست همین فرمول بی کم و کاست در آن موقع هم بر روی ایرانیان پیاده شد و چون ایرانیان در آن هنگام مسلمان نبودند (زردشتی و میترایی بودند) لذا آنان که به دین اسلام نمی گرویدند مردانشان را سر بریدند و زنان و دختران ایرانی را بعنوان غنائم جنگي به آنان تجاوز کردند و یا در بازار مدینه به نمايش فروش گذاشتند، و در آن موقع نه دوربيني بود تا زشتي هاى اين قوم خشن و آلوده را ضبط كند، و نه حقوق بشری بود، و نه سازمان مللي بود تا از حق آنها دفاع كند، لذا غريبانه و مظلومانه با تعسر تصاحب عربها را بر خود قبول كردند، اما امروز آیا تضییع حقوق ایرانیان توسط رژیم داعش شیعی حاکم بر ایران را چگونه می شود تعبیر و تفسیر و چاره کرد؟ بهرحال این موضوع دیگری است و بایستی در فرصت دیگری به آن پرداخته شود ...

آری، وقت آن رسیده است که رهبران ملت کُرد در کنار هم و با بینش ملی و نه حزبی، به مردم ستمدیده خود احترام بگذارند. به مطالبات و خواسته های بحق و دمکراتیک مردم عمل کنند. و بطریقی مناسب ملت کُرد و بویژه مردم مسیحی و ایزدی موصل و شنگال را یکبار و برای همیشه از اسارت بیگانگان نامهربان نجات دهند.

آری، آری، کوه های سر به فلک کشیدهء شنگال در طول تاریخ ملت کُرد و برای همیشه سربلند و سرافرازند. لالش پر از مهر و انسانیت برای ما کُردها مایهء فخر است.

 

دکتر افراسیاب شکفته

سخنگوی سازمان مردمی کُرمانج خراسان

 19  آگوست  2014  -  لندن

www.kurmanj.org

  

رونوشت به:

خانم آیرینا بوکووا، ریاست محترم سازمان یونسکو – پاریس؛

جهت اعزام گروه کارشناس مناسب به مرکز فرهنگی - مذهبی

بسیار کهن لالش، برای حفظ و مرمت این مرکز خیلی مشهور

در منطقه خاور میانه، که واقعآ سزاوار این خدمت است.


ارسال شده در مورخه : Thursday, August 21 @ 18:07:55 UTC
 
انتخاب ها
 گرفتن پرينت از اين مطلب گرفتن پرينت از اين مطلب
 ارسال به دوستان ارسال به دوستان


این سایت در قبال مطالب طرح شده توسط کاربران هیچگونه مسئولیتی ندارد .
مسئولیت مطالب و نظرات ارائه شده بر عهده کاربر ارائه کننده مطلب می باشد .

بازدیدکنندگان غیر عضو حق ارسال نظر و پیشنهاد در مورد مطالب این سایت ندارند .
برای استفاده از سرویسهای مخصوص کاربران عضو فرم عضویت را تکمیل نمائید .
Home Contact Archive About Us Submit News Recommend Us NEWS